سديد الدين محمد عوفى
674
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
استرضاى خلقان « 1 » مبالغت نمود « 2 » و از جملهء زهاد گشت . حكايت ( 8 ) آوردهاند كه مردى بود پارسا و زنى داشت مستوره و « 3 » عفيفه و نام آن زن مرحومه بود . از اتفاق « 4 » آن مرد به حج رفت و برادر را وصيت كرد كه انديشهء خانه من بدارى ، و « 5 » يك چندى برآمد . آن « 6 » برادر « 7 » روزى « 8 » درآمد و از اشكاف « 9 » در نگاه « 10 » كرد چشمش بر زن برادر افتاد . رويى ديد چون « 11 » ايام جوانى در تنعم و كامرانى « 12 » ، و به « 13 » تلبيس ابليس و تسويل « 14 » شيطانى دل او « 15 » از عورت برادر پرآذر شد « 16 » و كار بدانجا رسيد كه باد و وقاحت « 17 » پردهء حيا « 18 » از پيش بصر بصيرت او برگرفت تا صورت عشق با معشوق در ميان نهاد . زن پاكدامن « 19 » چون اين فصول بشنيد « 20 » گفت : اى بىحيا شرمت نيست ، اى بىنام « 21 » ننگ ندارى ! بيت : يك قطره ز آب شرم و يك ذره حيا * در چشم و دلت خداى داناست كه نيست دست ازين بدار كه غرض تو از من وفا نشود و « 22 » مراد تو از من بحاصل
--> ( 1 ) - مج : خصمان . ( 2 ) - مپ 2 - و در استرضاى خلقان مبالغت نمود . ( 3 ) - مپ 2 - و . ( 4 ) - مج : اتفاقات . ( 5 ) - مپ 2 : چون ، مج - و . ( 6 ) - مج : اين ، مپ 2 - آن . ( 7 ) - مپ 2 - برادر . ( 8 ) - مج - روزى . ( 9 ) - مپ 2 و مج : شاف . ( 10 ) - مج : نظر . ( 11 ) - مج + در . ( 12 ) - مپ 2 : بغايت نيكو ، مج : كامگارى + نظم : رخ از باغ سبك روح [ ى ] نسيمى . دهن از نقطه موهوم ميمى . ( 13 ) - متن و مپ 2 - به . ( 14 ) - مپ 2 - و تسويل . ( 15 ) - مپ 2 + را . ( 16 ) - مپ 2 : كرد . ( 17 ) - مپ 2 - باد وقاحت . ( 18 ) - مج - حيا . ( 19 ) - مپ 2 و مج + بود . ( 20 ) - مپ 2 - چون اين فصول بشنيد . ( 21 ) - مج : باك . ( 22 ) - مپ 2 - غرض تو از من وفا نشود و .